شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 90

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

3 . حذف « را » / دلى كه او [ را ] دوست دارى يكى ، و من يكى ؛ تا ترا معلوم گردد كه يكى به يكى a 205 ، و نيز مىآيد كه چون عيسى [ را ] بدان مقام بلند برآوردند گفتند بنگريد تا هيچ‌چيز دنياوى با وى هست ؟ a 152 . 4 . حذف اگر / زيرا كه [ اگر يا چون ] او نظر كند به دل كند نه به جوارح a 208 . در اين مورد مىتوان گفت كه « كه » به معنى « وقتى كه » آمده است « 93 » در اين صورت حذفى مطرح نمىتواند باشد . عربى در روح الارواح همچنان كه در دو بخش پيشين اين مقدمه نشان دادم ، روح الارواح از جمله آثارى است كه با زبانى استوار و سخته پرداخته شده و به لحاظ هنر نويسندگى و نيز به اعتبار ويژگيها و شناسه‌هاى زبانى زبان فارسى حايز اهميت فراوان است . اما با همهء پختگى و سختگى كه در زبان و بيان سمعانى مشهود است ، استفادهء او از زبان عربى كم نيست . البته آن مقدار كه سمعانى به واژگان عربى و نيز به آيات قرآنى و احاديث نبوى و امثال عرب توجه داشته ، در ميان ديگر دانايان هم‌زمان او امرى طبيعى و بديهى بوده است ، و چنان كه پس از اين خواهم گفت ، سمعانى در بيشترينهء موارد ترجمه گونه‌اى از عبارات عربى مورد نظرش را نيز داده و فارسى زبان را در درك نكات نازك عرفانى يارى رسانيده است . به هر حال عناصر زبانى عربى را در اين كتاب مىتوان در بخشهاى چندگانهء زير مورد توجه قرار داد : 1 . واژگان عربى / سمعانى به واژه‌هاى ثقيل عربى به مقدارى اندك توجه داشته ، و چون نگاشته‌اش مملو از واژه‌ها و تعبيرات هموار و ملايم فارسى است و زبان آن ساده و روان ، و در عين شاعرانه بودنش بدور از تكلف و صنعت سازى ، همين مقدار اندك از كلمات عربى به چشم مىآيد . كلمات عربيى كه در روح الارواح مىبينيم يا از دستهء واژگان دينى و مصطلحات عقيدتى است ، و يا واژه‌هايى است كه نويسنده به خاطر آهنگين نمودن كلامش آنها را به كار بسته است . مانند اين موارد كه نويسنده به پيرايه‌بندى كلام نظر داشته و صور سنگين‌تر واژه‌هاى عربى را استعمال كرده است : اهل ايمان است كه اوضار اوزار بر اذيال احوال ايشان ننشست b 124 ، رحمت موهوب است نه مكسوب b 123 ، هواجم

--> ( 93 ) - « كه » به معنى « وقتى كه » در نگاشته‌هاى كهن فارسى ديده مىشود . مانند « كه » در اين بيت : اگرچه خشك يكى شاخكى گياه بود / كه تو به دو نگرى زاده سرو غاتفر است . اسرار التوحيد ، مقدمه ، ص 205 .